تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - انگیزه های گرایش به تصوف

 
 

مرصوص - صبا : عرفان التقاطى مانند هر پدیده اجتماعى دیگر از یك علت معین سرچشمه نمى گیرد، بلكه همه این پدیده ها معمولا علل و عوامل متعددى دارند كه دست به دست هم مى دهند و آنها را به وجود مى آورند.
در تحلیل نهایى عوامل پیدایش تصوف در جوامع اسلامى، امور زیر قطعاً دخالت دارد هر چند نمى توان گفت منحصر به اینها است:

▲1ـ گرایشهاى شدید مادّى
در بسایرى از جوامع، گروهى را كه نمى توانند با علائق مادى اشباع شوند به سوى عرفان سوق مى دهد، و هنگامى كه دست به عرفان اصیل نیابند طبعاً در اثناء راه گرفتار عرفان التقاطى مى شوند.
لذا مى بینیم هر زمان اقبال به مادّیات در جوامع اسلامى اوج گرفته و پس از مدتى مردم سر خورده شده اند بازار تصوف گرم شده است.
بدون شك علایق مادى نمى تواند روح تشنه آدمى را سیراب كند، ولى مهم این است كه باید در هر جامعه اى گروهى از دانشمندان آگاه به وضع زمان موجود داشته باشند و قلوب مردم را با عرفان صحیح الهى سیراب كنند تا گرفتار دام التقاط نشوند و این خود حدیث مفصلى دارد.
 
 
▲2ـ اسلام منهاى روحانیت
كه باب طبع رجال سیاست در بسیارى از جوامع است، همانها كه از قدرت روحانیت بیم دارند و در عین حال مى خواهند با گرایش اسلامى جامعه هم صدا شوند، یكى دیگر از عوامل توجه به تصوف است، زیرا تصوف، روحانیت را همیشه كنار زده، و زمام امر را به دست پیر و مرشد و ولى و قطب مى سپارد كه غالباً غیر روحانى هستند.
لذا یكى از شرایطى كه بسیارى از مرشدان و شیوخ تصوف به مریدان خود مى كنند این است كه از روحانیون فاصله گیرند، و سعى مى كنند آنها را به عنوان «علماى قشرى»، «زاهدان ریاكار» و «واعظانى كه در خلوت كار دیگر مى كنند» از نظر مریدان خود بیندازند.
مى دانیم اسلام منهاى روحانیت مزاحم هیچ كس نیست نه سیاستهاى استعمارى، نه سلطه هاى جبار و رژیمهاى طاغوتى، و نه هیچ دستگاه جبّار دیگر لذا در زمان طاغوت جمعى از مهره هاى اصلى دستگاه سلطنت صوفى یا متمامیل به تصوف بودند.
فراموش نمى كنم یكى از چهره هاى خطرناك ساواك كه: در یكى از دستگیریهاى رژیم سابق با او روبرو شدم به من مى گفت: «ایمان من ازایمان شما مسلماً ضعیف تر نیست، من درویشم دم از مولى مى زنم و هر چه خواسته ام از او گرفته ام، این از یك طرف، و امّا از طرف دیگر اگر ببینم كسانى با شاه مخالفت مى كنند یك میلیون نفر از آنها را به گلوله ببندم پروایى ندارم!»ـ دیدم این درویش كلمه یك میلیون را چه آسان مى گوید؟!
 
 
▲3ـ آزادى عمل
بسیارند كسانى كه به خاطر انگیزه فطرى و درونى، و یا تربیت خانوادگى و شرایط محیط، مى خواهند داراى مذهبى باشند، ولى از سوى دیگر از احكام به اصطلاح دست و پاگیر مذهب و حلال و حرام كه مزاحم امیال آنها است ناراحت اند. در اینجا به سراغ مذهبى مى روند كه بیشتر آنها را به سیر در باطن سوق مى دهد، و همچون تصوف زیاد به ظواهر شرع مقید نمى كند.
درون و حال را مى نگرند، نى برون و قال را و به گفته خودشان به مغز اهمیت مى دهند نه به قشر.
به همین دلیل در گذشته یك مشت خوانین ظالم، و كسانى كه شغلهاى نامشروعى داشتند در زمره درویشان، و یا لااقل در سلك ایشان در مى آمدند،و پاى بند نبودن آنها را به قسمتى از احكام شرع، یك نوع آزاد منشى و قابلیت انعطاف و وسعت مشرب، و به عكس تقیّد متشرعین را به احكام الهى یك نوع خشكى و خشونت مى پنداشتند.
و نیز به همین دلیل بسیارى از جلسات صوفیان كانونى بود از وجد و سماع و مطالب دیگر!
 
▲4ـ تلاشهاى استعمار
عامل دیگرى براى اشاعه تصوف در بسایر از مناطق محسوب مى شود، چرا كه صوفیان به حكم درون گرایى، چندان كار به برون ندارند، و به حكم «صلح كل» كه مذهب صوفى است مایلند با همگان كنار بیایند و در صلح و صفا زندگى كنند، و در تعلمیات آنها مسائلى همچون جهاد و برخورد قهرآمیز با دشمنان حق و عدالت، و پنجه افكندن در پنجه ظالمان و ستمگران، و قیام و شورش پرخروش بر ضد آنان محلى ندارد، به عكس خزیدن در گوشه خانقاه، و چشم برداشتن از جهان ظاهر، كاملا با افكار آنها سازگار است.
چه عاملى براى تخدیر توده ها از چنین تفكراتى بهتر مى باشد؟ و لذا جاى پاى استعمار در تاریخ تصوّف به خوبى نمایان است، مخصوصاً در عصر و زمان ما. براى اینكه مذهب ـ مخصوصاً اسلام ـ را از صورت فعال بیندازند، و آن را به یك عامل تخدیر مبدّل كنند اصرار بر تقویت خانقاهها، و رهبران این فرق داشته و دارند.
البته شرح هر یك از این عوامل نیاز به بحث مستقل و مفصلى دارد و مقصود ما در اینجا تنها یك اشاره بود و عاقلان را اشارتى كافى است.
 

جلوه حق


ادامه مطلب

Share طبقه بندی: تصوف و عرفان های دروغین، 
برچسب ها: جلوه حق، انگیزه های گرایش به تصوف، عرفان التقاطى، تصوف در جوامع اسلامى، بازار تصوف، اسلام منهاى روحانیت، قدرت روحانیت، شیوخ تصوف، علماى قشرى، زاهدان ریاكار، واعظانى كه در خلوت كار دیگر مى كنند، من درویشم، درون و حال را مى نگرند، نى برون و قال، صلح كل، گوشه خانقاه، تاریخ تصوّف،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 توسط صبا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :