تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - جنب و جوش اخیر صوفیان

 
 
مجادله
مرصوص - صبا : قبل از انقلاب شكوهمند اسلامى فعالیتهاى زیادى از فرق مختلف تصوف مخصوصاً در كشور ما دیده مى شد، ساختن خانقاهها، اشغال بعضى از مقامات حساس، همكارى عده اى از رجال با آنها، توسعه تبلیغات و دعوت علنى به تصوف حتى نصب شعارهاى مخصوص بالاى سر درب خانه ها، همچنین نشر كتابها و جزواتى به نفع آنان و بالاخره كشیدن دامنه مطلب به صفحات روزنامه ها و امثال آن، همه شاهد یك جنب و جوش و «نهضت صوفیانه» بود، امروز هم در گوشه و كنار این فعالیتها از سر گرفته شده است.
بعضى ممكن است تعجب كنند كه چرا در عصر و زمان ما كه عصر فعالیت و كار محسوب مى گردد هنوز تعلمیاتى همچون تعلمیات متصوفه كه یادگار قرون تاریك زندگى انسانها است، و افراد را از مواجه شدن با حقایق زندگى به سوى یك سلسله تخیلات دعوت مى كند، خریدار دارد. به عقیده ما، این مسئله ساده نیست و در واقع معلول یك سلسله عامل روانى و اجتماعى مى باشد كه در ذیل به آن اشاره مى شود.
1ـ عده اى تردید ندارند كه این جریانات مانند بسیارى از حوادثى كه در اجتماع ما مى گذرد، عامل و انگیزه سیاسى دارد و همكارى عده اى از رجال طاغوتى هم كه معمولا شترشان به این وادیها نخفته است دلیل بر این موضوع مى دانند، و خلاصه این سیاست را جزیى از سیاست كلى «تقویت اقلیت مذهبى» و ایجاد تضاد و تفرقه و اختلاف كه در نقاط مختلف اجرا مى شود، مى دانند.
بررسى تاریخ معاصر نشان مى دهد كه همیشه دشمنان شرق، سعى داشته اند افكار مردم شرق را به یك نوع بى تفاوتى در برابر حوادث سوق دهند و مطمئناً هیچ چیز بهتر از افكار صوفیانه و صوفى مسلكى و خزیدن در گوشه خانقاه و پناه بردن به یك سلسله تخیّلات نظر آنها را تأمین نمى كرده است، لذا آنها مروج این افكار و تعلیمات بوده و هستند و مطمئناً هر قدر مردم این سامانها به این مسلكها روى آورند بار آنها سبك تر و مقاصد آنها عملى تر خواهد شد.
این یكى از عوامل گرایش و گسترش این مسلكها در كشورهاى شرقى است كه آثار آن در كشورهاى مختلف شرق به صورتهاى گوناگون به چشم مى خورد، حتى اگر در اعماق بعضى از مذاهب ساختگى كه در قرون اخیر به وجود آمد دقّت كنیم خواهیم دید كه در همه آنها یك نوع ریشه صوفیگرى و افكار صوفیانه وجود دارد.
اگر راستى كسى بخواهد امروز به دستور «جنید بغدادى» عمل كند باید تمام كتب و مطبوعات را بدور بریزد، با اینكه مى دانیم تمام كشورهاى دنیاى امروز مى كوشند كه عظمت خود را با نشر و توسعه علم و دانش و مبارزه با جهل بیشتر كنند.
بنابراین باید قبول كرد كه اینگونه سخنان یادگار دورانهاى تاریكى بوده كه مبارزه با علم احیاناً امكان داشته و خریدارانى براى تعلیمات غلط پیدا مى شده است.
2ـ بعضى دیگر معتقداند كه این جریان یكى از لوازم و آثار تمدن جدید است; زیرا بسیارى از مردم (مخصوصاً مردم مشرق زمین) روى اقتضاء تربیت خانوادگى و محیط، به مسائل مذهبى علاقه مخصوصى دارند و خلاصه میل دارند مسلمان و دیندار باشند، از طرفى بهره بردارى كامل و بدون قید و شرط از وسایلى كه تمدن جدید در اختیار آنها قرار داده محتاج به یك آزادى عمل بى حساب است كه با مذاق متشرعین و دستورات مذهبى كه محدودیت هایى در هر قسمت قائل است، وفق نمى دهد، لذا عدّه اى كه نمى خواهند از هیچ یك از این دو قسمت چشم پوشى كنند یعنى: به اصطلاح مى خواهند هم دیندار باشند و هم آزاد، دست به دامن تصوف مى زنند كه بیشتر آنها به «سیر در باطن»! سوق مى دهد و نسبت به ظواهر شرع آنقدر پافشارى كه متشرعین دارند، نمى كند مخصوصاً بعضى از فرق آنها نسبت به ظواهر دستورات دینى كاملا بى اعتنا مى باشند، یا به قول بعضى: «درون و حال را مى نگرند، نى برون و قال را» و به گفته بعضى دیگر: «به مغز اهمیت مى دهند نه به قشر!» كه نمونه هاى متعددى از آن با ذكر مدارك روشن در همین كتاب خواهد آمد.
وجود یك عده از افراد بى بندو بار و یك مشت خوانین ظالم و كسانى كه شغلهاى نامشروعى دارند در «زمره درویشان» یا لااقل «درسلك ایشان»! دلیل بر این مطلب مى دانند.(1)البته آن آزادى نسبى كه صوفى ها براى پیروان خو قائلند براى اینگونه افراد بسیار غنیمت است و نام آن را یك نوع «لطافت»! و «قابلیت انعطاف و وسعت مشرب» در مقابل خشكى و خشونت اهل شرع مى دانند! و همین ها است كه جمعى از این قماش اشخاص را سر سپرده سلسله هاى گوناگون تصوف كرده است.
از همه گذشته راستش را بخواهید مجامع صوفى ها خالى از تفرّج و تنوع هم نیست، مخصوصاً براى افرادى كه كار روزانه خشن و سنگینى دارند وسیله خوبى براى رفع خستگى هاى روحى و فكرى و مایه تجدید نشاط است!
اشعار ذوقى آنها كه معمولا با آهنگهاى و صداهاى دلنوازى خوانده مى شود انسان را در عوالم دیگرى سیر مى دهد. چنانچه در بحث «وجد و سماع» (رقص و موسیقى) خواهد آمد این دو در میان بسیارى از فرق تصوف در قدیم بوده و حتى امروز هم وجود دارد كه به اصطلاح به آنها حال مى دهد.
بسیارى از آنها بكار گرفتن مواد مخدر و استفاده از آن را در مجالس خود مجاز مى دانستند و نشئه حاصل از آن رایك نشئه روحانى! مى پنداشتند.
بدیهى است كه این گونه جلسات باب طبع عده اى است و آن را بر جلسات مساجد كه خالى از همه اینها است ترجیح مى دهند.
3ـ دسته اى هم معتقداند كه جنبش تصوّف یك جنبش ملّى و ادبى است!
زیرا بعضى از بزرگان شعر و ادب ما در زمره متصوفه بوده اند و احیاء آثار آنها بطور غیر مستقیم با احیاء تصوف ارتباط دارد، و چون بعضى براى زنده كردن اینگونه آثار كوشش بیشترى مى كنند، تصوف هم مورد توجه زیادترى واقع شده است!
4ـ بعضى هم عقیده دارند كه پناه بردن به بعضى از مردم به سلسله هاى تصوف عكس العمل تندروى هاى دسته اى از منتسبین به روحانیت است; این دسته با اینكه به طور مسلم جزء روحانیون واقعى ما نیستند و افراد مطلع و آشنا به اوضاع نیز هرگز آنها را به این مقام نمى شناسند; اما در عین حال از نظر افراد بیخبر و ساده لوح اعمال آنها مقیاس سنجش حال دیگران محسوب مى شود; لذا وقتى ملاحظه مى كنند كه برخلاف دستورات عالى دینى، این دسته توجه خاصى به جار و جنجال هاى مادّى پیدا كرده اند; نسبت به علماء بدبین شده به خانقاه پناه مى برند.(2)
این بود علل عمده اى كه براى این جریان ذكر مى كنند.
ممكن است كه همه این جهات در این جریان بى تأثیر نباشد، اما گمان مى رود عامل اساسى و اصلى از موضوع اول(3)و دوم خارج نباشد، قرائنى هم كه گفته شد آن را به خوبى تأیید مى كند.
***
________________________________________
1.. در میان صوفیان كسانى بودند كه از دنیاى بى بندو بار خویش به تصوف مى گریختند. ابراهیم ادهم و شبلى امارت و حكومت را رها كردند و پناه به تصوف بردند، شقیق بلخى از مشغله تجارت و قیل و قال بازار به خانقاه صوفیه روى آورد، ابومحمد سنبكى از راهزنى توبه كرد و درزى صوفیه درآمد، شیخ احمد ژنده پیل هم گویند كه از شرابخوارى و تبهكارى خویش به تصوف گریخت (ارزش میراث صوفیه 166).
2.. ممكن است این پرسش مطرح شود كه چه عواملى موجب گردیده تا عدّه اى از مسلمانان از دیگران جدا شوند، سپس همین افراد مجدداً به صورت گروهى با هم جمع آمده و مسلك تصوف را پایه گذارى كنند؟ براى پاسخ چنین پرسشى، در برخى از كتابهاى تحقیقى به علتهاى مختلفى استناد شده است كه از جمله در سرگذشتهایى كه به استحاله آرمانى بعضى از صوفیان مربوط مى شود آمده است كه صوفیان به علت تزكیه نفس، زهد شدید، توبه و بازگشت از گناه، راحت طلبى، گریز از مسئولیتهاى اجتماعى، فقر اقتصادى، وضع روانى، خیال پردازى، درون گرایى، خویشتن یابى، و خودآگاهى، تازه جویى، خستگى روحى، وازدگى علمى، گریز از مذهب مختار، تجدید حیات ملّى، وضع جغرافیایى منطقه اى، تأثیر مذاهب غیر اسلامى، واكنش در برابر فرمانروایان ستمگر، مخالفت با سیاست روز و بسیارى علل دیگر به مسلك تصوف روى آورده اند.
از طرفى، هم این عوامل متباین و مختلف و انگیزه هاى انفرادى موجب شده، تا نوعى تساهل و تا حدوى عدم تعّصب در بین افراد و اعضاى گروه صوفیه به وجود آید و خود سبب پیگیرى و دوام مسلك تصوف در بین مسلمانان و سرزمین هاى اسلامى گردد و دنباله آن تا عصر حاضر نیز كشیده شود.
در اینكه چرا این مسئله تا این حد در بین مسلمانان تأثیر داشه، لازم است، در اینجا براى آگاهى بیشتر به نمونه ها و جاذبه هاى دیگر مسلك تصوف نیز اشاره شود.
در تمام دوره هایى كه مسلك تصوّف رایج بود، بى شك، براى آن جاذبه هاى متنوعى نیز وجود داشت كه عده اى آن را مى پذیرفتند. كه از جمله مسئله «سماع» بود، موسیقى همراه یك سلسله سخنان عرفانى و محرّك، افراد پر شور و حساس را به خانقاهها دعوت مى كرد كه در مقایسه با دعوت ساده مذاهب و پند و اندرز اخلاقى، داراى جاذبه و تحریك بیشترى بود، همچنین جادوى كلام، از طریق نظم و نثر و تبلیغات مؤثر و اشاره به كرامات بزرگان صوفیه و بیان عشق و محبت الهى، موجب تحریك احساسات گردیده عدّه اى را به خانقاهها مى كشید.
همچنین گریز از مسئولیتهاى اجتماعى و گرفتاریهاى زیستى مضاعف نیز بكى از عوامل بود تا كسانى را كه زمینه داشتند منزوى كرده و آنان را به گوشه آرام خانقاهى بكشاند و اصولا خانقاه پناهگاه مناسبى براى این نوع افراد بود. (دكتر محسن كیانى، تاریخ خانقاه در ایران صفحه 20 و 21).
3.ناگفته نماند قوى ترین عامل این جنب و جوش صوفیان در ایران، جنبه سیاسى دارد و جزء نقشه هاى استعمارى است، بدین جهت ترویج صوفیگرى در جان سیاست رژیم طاغوتى پهلوى قرار داشت و از سالها دیده میشد كه شرق شناسان از شرق و غرب و وزارت فرهنگ از ایران دست به دست هم داده بر اوج آن مى افزودند. مثلا «تذكرة الاولیاء» شیخ عطار را از ثلث به اصطلاح مرحوم «گیپ» در اروپا چاپ كرده به ایران مى فرستادند! «اسرارالتوحید» ابوسعید خاورشناسى روسى «والنتین ژوكوفسكى» در پطرزبورگ (لنین گراد) پس از تحقیق چاپ مى كنند به ایران مى فرستند! وزارت فرهنگ ایران (در عصر طاغوت) صوفیگرى را درسى در دانشگاهها مى گرداند و سالانه بودجه هنگفتى در راه كتاب صوفیان خرج مى كرد (تحفة الاخیار، مقدمه 108).
 
 

جلوه حق
 


ادامه مطلب

Share طبقه بندی: تصوف و عرفان های دروغین، 
برچسب ها: جنب و جوش اخیر صوفیان، تصوف، ساختن خانقاهها، نهضت صوفیانه، تعلمیات متصوفه، تقویت اقلیت مذهبى، افكار صوفیانه، صوفى مسلكى، گوشه خانقاه، ریشه صوفیگرى، جنید بغدادى، سیر در باطن، درون و حال را مى نگرند، نى برون و قال را، زمره درویشان، درسلك ایشان، مجامع صوفى ها، وجد و سماع، رقص و موسیقى، نشئه روحانى، جنبش تصوّف، ابراهیم ادهم، شبلى، شقیق بلخى، خانقاه صوفیه، ابومحمد سنبكى، شیخ احمد ژنده پیل، ارزش میراث صوفیه، استحاله آرمانى، دوام مسلك تصوف، سماع، سخنان عرفانى و محرّك، عامل این جنب و جوش صوفیان در ایران، تذكرة الاولیاء، شیخ عطار، اسرارالتوحید، ابوسعید، خاورشناسى روسى، والنتین ژوكوفسكى، تحفة الاخیار،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط صبا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :