تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - شاهكار صوفیان !

 
 

مرصوص - دیده بان : صوفیها هم براى خود شاهكارهایى دارند و مانند همه اقلیتها بیشتر از راه همین فوت و فن ها موجودیت خود را در مقابل مخالفین خود حفظ مى كنند.
در اینجا نمى خواهیم همه آنها را شرح دهیم، زیرا بعضى از آنها باید در ضمن بحثهاى مناسب خود بعداً عنوان شود، چنانچه در بحث «عقل و عشق» نمونه آن را خواهید دید، ولى آنچه را در اینجا تذكر آن لازم به نظر مى رسد این نكته است كه رؤساى صوفیه با تمام قوا مى كوشند كه خود و هواخواهان خود را یك طبقه عالى و ممتاز اجتماع معرفى كنند و خود را اهل یقین، اهل دل، اهل معنى، أهل اللّه، و دیگران را اهل ظاهر، اهل صورت، و قشر بى مسلك قلمداد كنند.

ولى با همه این دعاوى، چون افراد باسواد و دانشمند در میان آنها كمیاب است(1) (البته دانشمندانى در میان آنها بوده اند كه در بنیه علمى مسلك آنها كوشش فراوان كرده اند اما غلبه با كم سوادها یا بیسوادهااست) لذا با تشبث به همان دعاوى سعى مى كنند افراد پیروان خود را از علماء و روحانیان بزرگ دور نگاه دارند، زیرا ممكن است آنها با منطق نیرومند علمى زحمات فراوان آنان را در جلب اتباع خود درهم بریزند، لذا از نخستین موعظه هاى پیر مى فروش یكى همین است كه از این «معاشران ناجنس» احتراز كنند.
حربه هاى مهمى كه صوفیها همیشه براى بدبین ساختن توده مردم نسبت به علماء دین كه یگانه سدّ راه پیشرفت آنها محسوب مى شوند به كار مى برند، این است كه آنها را اهل دنیا و آلوده به ریا و خودنمائى و دورروئى معرفى كنند و به این گونه اشعار متمثل شوند:
واعظان كاین جلوه در محراب و منبر مى كنند *** چون به خلوت مى روند آن كار دیگر مى كنند
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس *** توبه فرمایان چرا خود توبه كمتر مى كنند
***
گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود *** تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
***
این تقوى ام بس است كه چون واعظان شهر *** ناز و كرشمه بر سر منبر نمى كنم!(2)
ضمناً براى تحقیر سرمایه علمى علما كه خطرناكترین اسلحه براى كوبیدن منظق هاى غیر علمى صوفیها به شمار مى رود، از آن به عنوان «علم رسمى» و «علم ظاهر» و «علوم قیل و قالى» و «الفاظ و اصطلاحات»! و مانند اینها یاد مى كنند(3) و علماء بزرگ دینى را قشرى و ظاهرى، و گاهى پا را بالاتر گذاره «راهزن راه حق»! مى خوانند، و نیز مى گویند: اگر ما را «اهل بدعت» و یا در بعضى از موارد «ملحد» معرفى كرده اند بواسطه همین بوده كه به عمق مطالب باریك ما نرسدیه اندئ یا به اصطلاح اهل دل آشنا نبوده اند.(4)
تانگردى آشنا زین پرده بویى نشنوى *** گوش نامحرم نباشد جاى پیغام و سروش
جوانى را به خاطر دارم كه در شیراز در سلك آنها در آمده بود، و با اینكه قبلا حشرو نشر زیادى با اهل علم و روحانیون داشت بطور كلى معاشرت خود را قطع كرد، و مانند كسى كه از مریضى كه مبتلا به بیمارى مسرى است فرار كند از آنها مى گریخت، بعداً معلوم شد از جمله دستورات اولیه كه به او داده شده اجتناب كامل و كناره گیرى از علماء بوده است كه آن را تقریباً یك سّم مهلك براى او قلمداد كرده اند، البته این گونه تبلیغت سوء كار خود را د رافراد بى اطلاع نموده و یك حس بدبینى و تنفّر شدید در آنها ایجاد مى كند، به طورى كه بعضاً حاضر نیستند كوچكترین توضیحى درباره وضع مسلك خود بشنوند، و یا یك صفحه از كتاب هاى مربوط به این قسمت را بخوانند و این مطالب را سدّ راه وصول حق بدانند.
همین شاهكار عجیب است كه افراد این جمعیت را كه معمولا از سرمایه هاى علمى بى بهره اند در مقابل سیل تبلیغات علمى مخالفین بیمه مى كند! و انصافاً باید تصدیق كرد كه از نظر سیاست داخلى، براى حفظ یك جمعیت غیر علمى در مقابل حملات اهل علم، راهى بهتر از این نیست كه نغمه «العلم هوالحجاب الاكبر» را ساز كرده و علم را بزرگترین مانع راه حق قلمداد كنند و افراد را نسبت به علماء و دانشمندان بدبین سازند بطورى كه آنها را دشمن خود بدانند.
شاید حدیث معروف: «سیأتى زمان على النّاس یفرّون من العلماء كما یفر الغنم من الذئب»: «زمانى بیاید كه مردم از دانشمندان فرار كنند همانطور كه گوسفند از گرگ فرار مى كند!» اشاره به همین گونه موارد باشد.
ولى البته به كار زدن این شاهكار هم آنقدر ارزان براى آنها تمام نمى شود زیرا همه كس حاضر نیستند زیر این بار بروند و بحث و گفتگوهاى منطقى را كه یگانه وسیله حل این گونه مطالب، و تشخیص خوب و بد عقاید است كنار بگذارند، چه اینكه هیچ كس از علم زیان نمى بیند، و اگر در جهان چراغى براى پیدا كردن راه پرپیچ و خم سعادت باشد همان چراغ علم است، قرآن جمعیتهاى متعددى را به ما نشان مى دهد كه در مقابل بیان نافذ و منطق علمى نیرومند پیغمبران بزرگ نیز همین روش را معمول مى داشتند و مى گفتند: (لاَ تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ); «گوش به این قرآن فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن جنجال كنید، شاید پیروز شوید!(5) ولى مؤثر نشد و قرآن به آنها این پیغام نورانى را رسانید: (فَبَشِّرْ عِبَادِی الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمْ اللهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الاَْلْبَابِ);(6)«پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مى شنوند و از نیكوترین آنها پیروى مى كنند، آنان كسانى هستند كه خدا هدایتشان كرده و آنها خردمندانند».



________________________________________
1.. در میان صوفیه كسانى از مشایخ بودند كه حتى سواد خواندن و نوشتن نداشتند و این راهم عیب نمى شمردند، ابوعلى سیاه از مشایخ قدیم، امى بود، نه چیزى مى توانست بنویسد و نه چیزى مى توانست بخواند. (تذكره الاولیاء جلد 1، صفحه 5)
صلاح الدین زركوب از مشایخ «مولویه» امّى بود و حتى به موجب روایات به لفظ درست هم سخن نمى گفت، شیخ داود كبیر از مشایخ شاذلیه خواندن و نوشتن نمى دانست. (طبقات شعرانى، جلد 1، صفحه 188)
نزد بعضى از صوفیه اشتغال به علم، حجاب راه بود و در احوال عده اى از مشایخ هست كه دفاتر و امالى حدیث فرو شسته اند و به خاك كرده اند! (ارزش میراث صوفیه، صفحه 167)

2. صفى علیشاه (1316هـ) روحانیون معاصر زمان خود را ریاكار و دروغگو شمرده و درباره آنان سروده است.
زین صدا گوش بر كن كابتر است *** بانگ غول است وعظ اهل منبر است
نیست صدقى غیر تزویر و ریا *** زیرا این عمامه هاى لابل
اعلمیت را بهانه دان یقین *** نیست اعلم در ردا و پوستین
پس مخور اى جان فریب جامه را *** و اجتماع و شهرت و عمامه را
كرده هر جا باز شیطان لعین *** گرم دكانى به اسم شرع و دین
(حقیقة العرفان، جلد 3، صفحه 177 ـ 161).
3. نزد صوفیه آنچه علم فقها و حكما است ـ علم رسمى ـ از حق فقط نشانى مى دهد، عرفان صوفیه است كه مشاهده و دریافت او را ممكن مى سازد. از این رو است كه صوفى از اهل مدرسه كنارى مى كشد و تربیت خود را به علماء و متشرعه مخصوص نمى دارد، و به همین سبب تعلیم صوفیه در بین طبقات دهقانان و پیشه وران هم نفوذى دارد و حتى بعضى مشایخ بزرگ صوفیه از میان همین طبقات برخاسته اند.
صوفیه از خیلى قدیم فقهاء و محدّثان را به دیده تحقیر مى نگریسته اند و آنها را اهل ظاهر مى شمرده اند و خود را صاحب اسرار مى دانسته اند و مدعى معرفت باطنى و علم قلب بوده اند. این اختلاف بین صوفیه و فقهاء از قدیم سبب شده است كه صوفیه مكرر از جانب فقهاء تعقیب شوند (ارزش میراث صوفیه، صفحه 151 ـ 161).
4.. صوفیان موضوعات دینى و اسلامى را به دو صورت تقسیم كرده اند; یكى علم شریعت یا علم ظاهر كه مخصوص فقیهان و مفتیان شرعى است و دیگر علم طریقت یا علم حقایق و علم باطن كه مخصوص صوفیان است شامل: اعمال روحى و قلبى، و انسان شناسى و اخلاقى و راه هاى رسیدن به خداوند مى گردید و علم شریعت را علم ظاهر و علم تصوف را علم باطن نام نهاده اند (تلیس ابلیس، صفحه 321).
«رُوَیم بن احمد» (303هـ) در این مورد گفته است: خلقان همه رسم نگاه دارند، و این طایفه «حقیت»! (ترجمه رساله قشیریه، صفحه 56) صوفیان با چنین تقسیمى راه خود را از فقیهان و متشرعان جدا كردند. صوفیان علماى مذهبى را قشرى و اهل ظاهر و بى خبر از حالات معنوى و مغرض و جاه طلب مى خواندند، و آنان را به داشتن چنین صفاتى نكوهش مى كردند (كیمیاى سعادت صفحه 30 ـ 29 ـ روضات الجنان، جلد 1، صفحه 72 ـ مصباح الهدایه، صفحه 57) در یك مناظره اى كه بین شیخ احمد جامى ژنده بیل (536هـ) و عالمى به نام «سید زیاد ین» روى مى دهد، جامى به خود گمان برترى برده و با نوعى حالت پرخاش بدو مى گوید: «خاموش اى بى ادب، علمى تو از میان پاى مستحاضه! فراتر نشود تو با احمد علم توحید مى گویى؟! (مقامات ژنده بیل، صفحه 54).
5. سوره فصلت، آیه 26.
6. سوره زمر، آیه 17 و 18.



جلوه حق


ادامه مطلب

Share طبقه بندی: تصوف و عرفان های دروغین، 
برچسب ها: شاهكار صوفیان، عقل و عشق، رؤساى صوفیه، أهل اللّه، پیر مى فروش، معاشران ناجنس، دورروئى، خودنمائى، واعظان كاین جلوه در محراب و منبر مى كنند، چون به خلوت مى روند آن كار دیگر مى كنند، مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس، توبه فرمایان چرا خود توبه كمتر مى كنند، گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود، تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود، این تقوى ام بس است كه چون واعظان شهر، ناز و كرشمه بر سر منبر نمى كنم، علم رسمى، علم ظاهر، علوم قیل و قالى، الفاظ و اصطلاحات، راهزن راه حق، اهل بدعت، ملحد، العلم هوالحجاب الاكبر، ابوعلى سیاه، تذكره الاولیاء، صلاح الدین زركوب، مولویه، شاذلیه، طبقات شعرانى، ارزش میراث صوفیه، صفى علیشاه، عرفان صوفیه، رُوَیم بن احمد، رساله قشیریه، كیمیاى سعادت، روضات الجنان، مصباح الهدایه، شیخ احمد جامى ژنده بیل، سید زیاد ین، مقامات ژنده بیل، سوره فصلت، سوره زمر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط دیده بان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :