تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - تفرقه افكنى به نام تصوف

 
 
تصوف
مرصوص - صبا : امواج سهمگین حوادث فعلى دنیا، كشتى جامعه ما را در این اقیانوس متلاطم به هر سو مى برد، بحران هاى سیاسى و اقتصادى به صورت گردابهاى مخوفى در مقابل سرنشینان این كشتى خودنمایى مى كنند، بدیهى است در چنین موقعیتى تنا راه نجاتى كه به نظر مى رسد این است كه زمام این كشتى به دست مردانى دانشمند و درستكار و رهبرانى لایق و با تجربه داده شود تا با مهارت كامل آن را به سوى ساحل نجات هدایت كنند.
روشن است در این هنگام هر گونه اختلاف و نفاق در میان سرنشینان این كشتى به قیمت جان آنها تمام مى شود. صریحتر بگویم در این دنیاى پر آشوب كنونى، جامعه ما براى حفظ موجودیت خود به اتحاد و اتفاق از همه چیز بیشتر نیازمند است، و اگر اسلحه اى در برابر این همه دشمنان قوى و نیرومند داشته باشیم همین اتحاد است و بس!
امروز، هم از نظر معنوى و هم از نظر مادى، دشمنان فراوان داریم و با چنین حال چقدر احمقانه است اگر بخواهیم جنگ داخلى در میان خود راه بیندازیم.
كشور مااز نژادهاى مختلف; زبانهاى گوناگون، تشكیل یافته و تنها وجه مشتركى كه در میان این همه دسته هاى مختلف پیدا مى شود همان اتحاد دینى و مذهبى است، زیرا اكثریت قریب به اتفاق آن مسلمان هستند، با این حال اهمیت این اتحاد مقدس از هر گونه توضیح و بیانى بى نیاز است.
امروز سعى مى شود به وسلیه اتحادیه هاى سیاسى و اقتصادى، و ایجاد بازارهاى مشترك و مانند آنها; جمعیتهاى عظیم ترى را زیریك پرچم درآورند; زیرا این نكته مسلم شده كه افراد محدود و پراكنده، حق حیات در چنین دنیاى پرغوغایى ندارند! با این حال آیا جنایت نیست كه بر ضد این هدف قدم برداشه و رشته هاى اتحاد را پاره كنیم؟!
***
حفظ وحدت از نظر اسلام اهمیت زیادى دارد و در سایه همین اتحاد نیرومند مقدس و جمعیت فشرده و هماهنگ بود كه مسلمانان در صدر اسلام توانستند در برابر آن همه دشمنان فراوان ایستادگى به خرج دهند. اسلام به آنها گفته بود: (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا): (همگى به ریسمان خدا ]= قرآن و اسلام و هر گونه وسیله رحمت[ چنگ بزنید و پرانده نشوید!(1) و به این وسیله آنها را صریحاً از پراكندگى نهى كرده بود. اسلام به اندازه اى نفاق را منفور شمرده كه در ردیف عذابهاى آسمانى قرار داده و مى گوید: (قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْض): بگو: او قادر است كه از بالا یا از زیر پاى شما، عذابى بر شما بفرستد یا به صورت دسته هاى پراكنده شما را به هم بیامیزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یك از شما به وسیله دیگرى بچشاند!(2)
اسلام یك دشمنى آشتى ناپذیر با «اختلاف طلبان» دارد و صریحاً مى گوید: (إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْء إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللهِ); كسانى كه آیین خود را پراكنده ساختند، و به دسته هاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خدا است.(3)
در جاى دیگر اختلاف و پراكندگى را یكى از علائم «شرك» شمرده و مى گوید: (وَلاَ تَكُونُوا مِنْ الْمُشْرِكِینَ مِنْ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعاً كُلُّ حِزْب بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ); و از مشركان نباشید، از كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و به دسته ها و گروهها تقسیم شدند! و (عجب این كه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!(4)
اسلام مى گوید: «الشاذ من الغنم للذئب»: «گوسفندان تك رو طعمه گرگانند»!(5)
البته تردیدى نیست كه در اجتماع ما بلكه در هر اجتماعى افرادى هستند كه دانسته یا ندانسته در افراط و تفریطند، وظیفه ما این است آنها را بیدار كنیم و به صفوف جمعیت باز گردانیم. در این هم تردیدى نیست كه در دنیا كسانى هستند كه از اتحاد ما رنج مى برند و «وضع آشفته» ما باعث «جمعیت خاطر» آنها است، و معتقداند: «چون چنین است پس آشفته ترش باید كرد!» باید با كمال دقت مراقب نقشه هاى آنها باشیم و آنها را نقش بر آب كنیم.
***
ما چه «مرد دین» باشیم و چه «مرد دنیا» چه دوستدار اسلام باشیم چه خواهان وطن و ملیت، و چه مرد سیاست باشیم و چه مرد روحانیت، در هر صورت باید اجازه ندهیم این رشته اتحاد مقدسى كه نامش «مذهب» است و در اعماق روح و زوایاى قلب میلیونها مردم كشور ما جا دارد از هم گسسته شود! نباید این سرمایه معنوى بر باد رود! آیا چیز دیگرى داریم كه جاى آن را بگیرد و این خلاء را پر كند؟ افسوس كه هنوز عده اى پیدا مى شوند كه بدون توجه آلت دست اختلاف طلبان گردند!
راستى حیرت آور است امروز سعى مى شود اختلافاتى كه در میان شیعه و سنى وجود دارد تقلیل پیدا كند و همه مسلمانان یك دل و یك زبان در برابر دشمنان مشترك خود ایستادگى كنند از آن بالاتر سعى مى كنند در میان تمام معتقدان به مذاهب عالم در برابر سیل مادیگرى و الحاد و بى دینى یك نوع اتحاد و هماهنگى ایجاد كرده و زنجیر محكمى تشكیل دهند; آیا بااین حال درست است كه ما بیاییم این جمعیت را به این طرف و آن طرف بكشیم، یا در مقابل مساجد كه یگانه مركز اسلامى است و در قاموس اسلام مركز اجتماعى جز آن وجود ندارد خانقاه بسازیم؟!
________________________________________
1.. سوره آل عمران، آیه 103.
2. سوره انعام، آیه 65.
3. سوره انعام، آیه 159.
4.. سوره روم، آیات 31 و 32.
5. از سخنان على(علیه السلام): «وَ ایّاكُمْ وَ الفرقة! فَاِنَّ الشاذّ مِنَ النّاس للشیطان كما ان الشّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ للذّئب»: «از پراكندگى بپرهیزید كه «انسان تنها» بهره شیطان است چنان كه گوسفند تك رو طعمه گرگ است» (نهج البلاغه، خطبه 127).



ادامه مطلب

Share طبقه بندی: تصوف و عرفان های دروغین، 
برچسب ها: تفرقه افكنى به نام تصوف، تصوف و عرفان های دروغین، خانقاه، خانقاه سازی، خانقاه به جای مسجد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط صبا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :