تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - چهل مقاله صوفی 2 / علم هم حجاب است!

 
 
مرصوص - صبا : نویسنده چهل مقاله در صفحه 77 مى نویسد:
مشایخ و بزرگان این طایفه (صوفیه) شرط وصول به معرفت را این دانسته اند كه لوح قلب از نقش آموختنى هاى مدرسه پاك شود، و گفته اند كه تا آن صفا و سادگى حاصل نگردد محال است كه براى پذیرفتن نقش معرفت الهى آماده شود، عارف معتقد است كه «العلم هو الحجاب الاكبر!»(1) مولانا رومى در این معنى فرموده است:

بر نوشته هیچ بنویسد كسى؟ *** یا نهالى كارد اندر مغرسى؟
كاغذى جوید كه آن بنوشته نیست *** تخم كارد موضعى كه كشته نیست!
و اشعار دیگرى كه ما براى اختصار حذف كردیم.
نگارنده گوید: یكى از بزرگترین افتخارات ما مسلمانان این بوده و هست كه اسلام طلب علم را فریضه دانسته، و فرا گرفتن علوم را بر هر فرد مسلمان در حدود استعدادش لازم شمرده بلكه تعلیم و تعلّم را هر دو واجب دانسته است.

آیات و اخبار فرراوانى از قرآن مجید و پیشوایان بزرگ اسلام در این موضوع رسیده كه شرح آنها نیازمند به كتاب جداگانه است. دستوراتى كه درباره حقوق استاد بر شاگرد و حقوق شاگرد بر استاد و مقررّات مجلس درس و بحث و تأكیداتى كه درباره حفظ و ضبط علوم و مذاكره و بحث در پیرامون مسائل علمى رسیده همگى شاهد صدق است.(2)و خوشبختانه هر مسلمانى كم و بیش آنها راشنیده است، آیا بااین حال تأسف آور نیست كه دسته اى علم و دانش را بزرگترین موانع و حجابها دانسته و شرط رسیدن به معرفت الهى را پاك نمودن لوح دل از نقش آموختنى ها بدانند؟! و گفتن «حدثنا» و «اخبرنا» كه شیوه نقل روایات نبوى و معصومین(علیهم السلام) است، مایه نفرت آنها باشد؟

شگفت آور اینجا است كه یك روزنامه نگار كه وظیفه او به اصطلاح نشر علم و دانش و فرهنگ است مردم را به جهل و نادانى و پاك كردن لوح دل از نقش آموختنى ها سوق مى دهد.

فرق میان حیوان زبان بسته با آدم تحصیل كرده چیست؟ آیا غیر از این است كه لوح دل آن از نقش آموختنى ها پاك است و لوح دل این آدم به آن منقش شده است؟ امروز كه افتخار هر دسته اى به علم و دانش است و بالاترین هدف هر ملت و كشورى توسعه فرهنگ مى باشد این روزنامه نگار شعر عوامانه زیر را به رخ ما مى كشد:
یك اهل دل از مدرسه ناید بیرون! *** ویران شود این مدرسه دارالجهل است!- (چهل مقاله ـ صفحه 50)

اینها به پیروى از رهبران خود مكرر مى نویسند علوم رسمى و دانشهاى قیل و قالى را باید كنار گذاشت.
خوب است كمى این سخن را بررسى كنیم: مى دانیم هر علمى از دو دسته مسائل تشكیل مى شود: اول مسائل مسلّمه كه مورد گفتگو نیست دوّم مسائل مشكله اى كه محل گفتگو و بحث (و به قول ایشان قیل و قال) واقع مى شود، و بسیارى از آنهادر اثر تأمّل و بررسى حل شده و پاره اى همانطور باقى مانده و آراء مختلفى درباره آن داده مى شود، از مسائل سیاسى و اقتصادى و طبى و فیزیكى و شیمیایى گرفته... تا مسائل دینى و معنوى، همه مشمول این قانون است، ایا با این حال ما باید از بحث و گفتگو و تبادل افكار كه یگانه راه حل مسائل مشكل است، انتقاد كنیم و زحمات دانشمندان بزرگ را با الفاظ زشتى از قبیل (قیل و قال) زیر پا بگذاریم؟!

اینها با نوشتن این گونه مطالب باز هم انتظار دارند مردم نوشته هایشان را مانند ورق زر ببرند و از اینكه كسى سراغ آن را نمى گیرد خیلى متأسف اند (در صفحه 37 چهل مقاله مى نویسد: من مقالات بسیارى از هر رشته و هر مقوله نوشته ام ولى كمتر اتفاق افتاده است كه یك نفر بیاید سراغش را بگیرد و احوالش را بپرسد و تقاضاى فلان شماره را بكند)... .
در مبحث (عقل و عشق) درباره اهمیت فرا گرفتن دانش بیش از این صحبت خواهد شد.
***
________________________________________
1. آرى نزد بسیارى از صوفیه اشتغال به علم مانع راه است، و در احوال عده اى از مشایخ هست كه دفاتر و امالى حدیث فرو شسته اند و به خاك كرده اند، در گفت و شنودى كه گویند بین شمس تبریزى و جلال الدین مولوى در آغاز آشنایى روى داد مشهور است كه شمس هم به این نكته اشارت داشت. شبلى علم خرق را در مقابل علم ورق عرضه مى كرد و از ابن مسروق نقل شده است كه خواب دید كثرت اشتغال او به حدیث سبب محروم ماندنش از مائده اى شد كه پیغمبر در روز قیامت براى صوفیه ترتیب داده بود (نقد العلم و العلماء، صفحه 318) به همین جهت بعضى از صوفیه وقتى در مجلس سخن از حدثنا و اخبرنا كه شیوه اهل حدیث بود مى شنیدند، مى آشفتند و فریاد مى زدند كه تا چند از این حدثنا و اخبرنا یك تن نیست كه سخن از حدثنى قلبى عن ربى بگوید؟ و آنجا كه صوفیه علم خویش را از سواد عارى مى شمرده اند اینجا است، و این همه از اسرار صوفیه به شمار مى آید (ارزش میراث صوفیه، صفحه 167).
2.. اسلام درباره تحصیل علم و دانش بیش از آنكه متصوّر است، توصیه نموده و براى پى ریزى فرهنگ اساسى، تحصیل علم را یك فریضه عمومى اعلام كرده پیامبر فرمود: «طلب العلم فریضة على كلّ مسلم» (منیة المرید صفحه 7، كافى، جلد 1، صفحه 35) در این حدیث علم بدون قید و شرط ذكر شده و شامل تمام رشته هاى علمى است و هیچ استثنایى از لحاظ زن و مرد هم ندارد زیرا مسلم جنس است و همه افراد مسلمان را شامل است. در حدیث دیگر فرموده: «اطلب العلم من المهد الى اللحد(سفینه)»; «ز گهواره تا گور دانش بجوى»، مسلمانان باید در تمام دوران عمر خود تحصیل علم كنند یعنى تحصیل علم فصل و زمان معینى ندارد.
در حدیث سوّم قید مكان را برداشته شده فرمود:«اطلبوا العلم و لو بالصّین» براى تحصیل به دورترین نقاط جهان مسافرت كنید یعنى علم جا و مكان ندارد.
و در حدیث چهارم مى فرماید: الحكمة ضالة المؤمن اخذها من این وجدها (منیة المرید، صفحه 85). علم گمشده هر شخص مؤمن است هر كجا پیدا كرد آن را اخذ مى كند.
یعنى در فرا گرفتن علم یگانه شرط این است كه علم درست و صحیح، مطابق با واقع باشد. شما به آن كس كه علم و حكمت از او فرا مى گیرید كارى نداشته باشید.
حتى در نظر اسلام علم و دانش حدّ معینى ندارد، مسلمانان باید هر روز بر معلمومات خود بیفزایند قرآن مجید تصریح مى كند آنچه از علم و دانش به شما رسیده بسیار اندك است; تا در تحصیل علم بكوشند «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلا»; (سوره اسراء آیه 85). اسلام دانش بشر را محدودنكده بلكه تمام قواى طبیعت را مسخّر انسان قرار داده است (أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الاَْرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً).
به هر حال اینها یك سلسله دستورات دینى است كه از هر لحاظ قید و محدودیتهاى علم را از میان برده نهایت آنچه متصوّر است، مردم را به فرا گرفتن علم و دانش تشویق نموده است. در فرهنگ اسلام قلم و نوشتن آن قدر ارزش و اهمیت دارد كه مى توان به آن سوگند یاد كرد; خداوند در آغاز یكى از سوره هاى قرآن مجید به قلم و نوشته سوگند یاد كرده، فرموده: (ن والقلم و ما یسطرون) سوگند به نون و قلم و آنچه مى نویسد «ن» را دوات یا مركب معنى كرده اند (تفسیر مجمع البیان، ذیل همین آیه).
بزرگترین نمودار ارزش مافوق تصویرى كه اسلام به «قلم» مى دهد آن است كه پیامبر در آن هنگام كه همه هدفش بسیج توده بود و بیش از همه به مجاهد نیاز داشت نه به دانشمند و نویسنده، اعلام مى كند كه «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء»; «مركب قلم دانشمندان از خون شهیدان برتر است».



ادامه مطلب

Share طبقه بندی: تصوف و عرفان های دروغین، 
برچسب ها: چهل مقاله صوفی، علم هم حجاب است، صوفیه، مولانا رومى، حقوق استاد بر شاگرد، حقوق شاگرد بر استاد، یك اهل دل از مدرسه ناید بیرون، ویران شود این مدرسه دارالجهل است، شمس تبریزى، جلال الدین مولوى، شبلى، نقد العلم و العلماء، ارزش میراث صوفیه، منیة المرید، ز گهواره تا گور دانش بجوى، ن والقلم و ما یسطرون، تفسیر مجمع البیان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 توسط صبا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :