تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - و این خرداد پر از حادثه . . .

 
 
خرداد پر از حادثه
دیده بان - مرصوص : از خرداد 1360 تا خرداد 1390، فتنه ها و فتوحات به شكلی شگفت انگیز كنار هم ردیف شده اند. شتاب پیروزی های ملت ایران گاه به اوج رسیده و بعضا نوسانی پیدا كرده و بعد، دوباره اوج گرفته است. اگر هم در مقاطعی از سرعت پیشرفت ها و ظفرمندی ها كاسته شده، مانند دنده معكوس در سربالایی بوده كه با وجود وقفه اولیه، به سرعت و شتاب بیشتر انجامیده است. در این مسیر پیشرفت، نوسان سرعت بوده اما انحراف یا عقبگرد و بازگشت از مسیر نبوده است. اصلاح و ارتقای حركت بوده اما انحراف و ارتجاع، نه. این ثبات قدم هم از تقدیری است كه خداوند برای ملت ایران نوشت و ملت ایران نیز، همان را با وجود همه سختی ها و صعوبت اختیار كرد. خاطر برپاكنندگان فتنه 88-كه از فتنه بعدی زبانشان دراز شد- جمع، این ملت خدایی پشیمانی و ارتداد و ارتجاع در كارش نیست، به شهادت آیات الهی. استدلال های روشنی در این باره هست كه به وقتش باید گفت.
منافقین در خردادماه 60 خود را در برابر تدبیر صبورانه امام- امت و در بن بست یافتند، دست به اسلحه شدند و آن روی واقعی خود را نشان دادند. اما یك سال از سر باز كردن زخم نفاق نگذشته بود، كه نصرت الهی به واسطه دستان مجاهدانی چون حاج احمد متوسلیان، صیاد شیرازی، حسین خرازی، احمد كاظمی و... هزاران رزمنده بی ادعا و نفوذناپذیر نازل شد و «خرمشهر را خدا آزاد كرد». آن روز- بعد از ظهر سوم خرداد 1361- احمد متوسلیان بسیجیان را مقابل مسجد خرمشهر جمع كرد و گفت «همه عزیزان ما كه تا امروز در خوزستان در خون خود غوطه ور شده و به شهادت رسیده اند برای حفظ اسلام عزیز بوده. هر چند داغ فراقشان جگر ما را سوزانده اما خدا را شكر كه بالاخره توانستیم امروز با آزادی خرمشهر قلب اماممان را شاد كنیم».
همین! خدا را شكر كه توانستیم قلب اماممان را شاد كنیم. و همان روز و همان ساعت ها بود كه امام(ره) این جملات را خطاب به فاتحان خرمشهر نوشت «اینجانب با یقین به آن كه ما النصر الا من عندالله، از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح- كه دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد-... تشكر می كنم و آنان فوق تشكر امثال من هستند... آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی مفتخرند... هوشیار باشید كه پیروزی ها هر چند عظیم و حیرت انگیز است شما را از یاد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست، غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند، كه این آفتی بزرگ و دامی خطرناك است كه با وسوسه شیطان سراغ آدم می آید...».
چهل روز از این فتح الفتوح بزرگ نگذشته بود كه حاج احمد متوسلیان در جنوب لبنان ربوده و تحویل صهیونیست ها شد. داغ فراق او جانگداز شد اما چه باك اگر سودای او ستیز با دشمن ترین دشمنان خدا بود؟ به بركت مجاهدت مجاهدانی چون او بود كه سرود فتح و پیروزی دوباره- این بار بر رژیم صهیونیستی و در جنوب لبنان- نواخته شد. 5 خرداد 79 ( 26می 2000 میلادی) ارتش رژیم صهیونیستی با سرافكندگی تمام از جنوب لبنان گریخت تا پنجمین ارتش بزرگ دنیا خود را برای شكستی مهیب تر در 6 سال بعد آماده! كند... باقی داستان هم كه مال همین سالهاست و در خاطره ها، تازه.
29 سال پس از آزادی خرمشهر و در آغازین روزهای خرداد 1390 آفتاب در حالی سر می زند كه از جنوب خلیج فارس تا شمال آفریقا و سواحل شرقی و جنوبی مدیترانه، باد به پرچم اسلام افتاده و تازه چند كیلومتر آن سوتر در شمال تنگه جبل الطارق و در اندلس (اسپانیا)، طلیعه بیداری ملت های اروپایی به چشم می آید یعنی كه «بیداری ملت ها قطعا تا قلب اروپا پیش خواهد رفت». هنوز 20 روز از جاری شدن این نوید حكیمانه بر زبان مقتدای فرزانه انقلاب سپری نشده است. گویا انرژی آزاد شده در جنبش اسلامی سال 1979 ایران، اراده باز ایستادن ندارد كه اكنون جنوب و غرب خاورمیانه و شمال آفریقا را درنوردیده و امواج آن به سواحل جنوبی اروپا می كوبد. فرانسه، ایتالیا یا آلمان در عمق اروپا؟ مقصد بعدی سونامی و موج بیداری ملت ها كجاست؟
اكنون كه سخن از خاطرات خرداد پرماجراست، ماجرای خرداد 1385 (می 2006) را نیز به خاطر آوریم. اوایل خرداد 5 سال پیش بود كه خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی و امور امنیتی اتحادیه اروپا به زادگاه خویش در اسپانیا رفت تا كوله بار 11سال تجربه دبیركلی ناتو و مسئولیت سیاست خارجی و امنیتی اروپا (2006 تا 1995) را یك جا و ضمن یك سخنرانی تاریخی عرضه كند. سولانا آن روز در جمع صاحبان صنایع و شركت های اسپانیایی، این گونه درباره نفوذ فزاینده انقلاب اسلامی ایران حتی در عمق اروپا هشدار داد «ایران برای نخستین بار در تاریخ، رهبری منطقه خاورمیانه را به دست گرفته و به همین دلیل، تنش بر سر برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران، نه با بمباران بلكه با عقل و از مسیر سیاسی و گفت وگو حل می شود. ایران نخستین قدرت خاورمیانه شده و آن قدر برگ برنده مانند برگ هسته ای، برگ عراق، برگ حماس و برگ افغانستان در دست دارد كه به یك قدرت درجه اول تبدیل شود. باید به گشودن باب گفت وگو و به كارگیری عقل سلیم بازگشت... در آینده باید با جنبش های تندروی اسلامی همانند آنچه اكنون با حماس در فلسطین سر و كار داریم، همزیستی داشته باشیم. این احتمال زیاد است كه همه ما در یك دنیای اسلامی كه در آن اخوان المسلمین و جناح تندروتر اسلامی حكومت كنند، زندگی كنیم. در شرایط كنونی رأی كافی برای آن كه اسلامگراهای میانه رو در انتخابات به پیروزی برسند، وجود ندارد. به همین دلیل باید از فراخوان برخورد تمدن ها پرهیز نموده و این اندیشه همزیستی را با 13 میلیون مسلمانی كه در اروپا زندگی می كنند، شروع كنیم، از خانه خویش. وگرنه با مشكلات بسیار جدی روبرو خواهیم شد.»
5 سال پیش هنوز در تونس و مصر و لیبی و مغرب و بحرین و یمن و عربستان سعودی طوفان انقلاب برنخاسته بود و هنوز جزو برگ های برنده جبهه بزرگ اسلامگرایی به شمار نمی آمد. آن روز هنوز به تعبیر اوباما، هیلاری كلینتون ركورد یك میلیون مایل پرواز در كمتر از 6 ماه را نشكسته و مجله تایم به قلم فرید ذكریا ننوشته بود «ایران، تركیه، مصر و عربستان به تعبیر برژینسكی از سال 1975 متحدان نزدیك و 4 ستون اصلی سیاست های آمریكا در خاورمیانه بودند و اكنون 3 ستون از این 4 ستون فرو ریخته است». هنوز ایهود باراك وزیر دفاع رژیم صهیونیستی باور نمی كرد روزی بگوید «زلزله تاریخی و فوران قیام ها به مرزهای اسرائیل رسیده است.» كسی هنوز در نیویورك تایمز نخوانده بود این عبارات شگفت را كه «ما در آمریكا سر در آخور خود كرده ایم و خاورمیانه بیش از پیش از دست می رود و از قدرت ما كاسته می شود». خرداد 85 هنوز دیكتاتورهای زنجیره ای آمریكا رو به قبله نشده بودند تا جروزالم پست بنویسد «طغیان ها از مركز تا جنوب خاورمیانه به دنبال بلوك مقاومتی كه ایران رهبری آن را می كند، به راه افتاده است» یا واشنگتن تایمز هشدار دهد «تحولات جدید خاورمیانه همان راه آیت الله خمینی و همان هدف انقلاب اسلامی 1979 ایران را دنبال كند و آن تضعیف قدرت آمریكاست» سولانا هنوز نه از نتانیاهو شنیده بود كه «ایران به جدار مرزهای اسرائیل رسیده»، نه از روز نكبت 2011 برای اسرائیل خبر داشت و نه از ایهود باراك شنیده بود كه «ما كشور كوچكی هستیم و دچار توهم جنگ با ایران نمی شویم»... (این سطرهای فشرده، گنجایش مستنداتی به قطر چند كتاب را ندارد، پس باید گذاشت و گذشت).
فتنه ها هر چند بزرگ و پیچیده، در برابر این فتوحات برآمده از بینایی و بردباری (بصیرت و صبر) ملت ایران به غایت حقیرند. حال شما بفرمایید معركه گیران فتنه 88 دزدكی از زیر پتوی سرویس های جاسوسی آمریكا و انگلیس و اسرائیل در ایستگاه لندن یا فرانسه سر بیرون كرده و به بهانه فتنه جریان انحرافی گفته اند بفرمایید، این هم از بصیرت مردم ایران! طلقای فتنه 88 كه از صدقه سر بزرگواری و رحمت امام خامنه ای و امت نستوه او نفس می كشند و محیط را آلوده می كنند، زبانشان دراز شده كه دیدید گفتیم. به خیال خود به مرجفون و منافقین صدر اسلام تأسی كرده و می خواهند در وسوسه تردید و تحیر و تفرقه و ناامیدی بدمند. زبان بسته ها، لااقل نمی كنند بیرق تحت الحمایگی آمریكا و انگلیس و اسرائیل و فرانسه و آلمان را از بالای رسانه های خود بردارند یا داغ نوكری آنان از پیشانی بزدایند و بعد ملت ایران را نصیحت! كنند. جای بوسه شیطان بر سر و صورت حضرات همچنان باقی است و قسم خدا یاد می كنند كه خیرخواه مردمند! انگار نه انگار كه جلادانی چون پرز و نتانیاهو درباره خیانت های همانان گفتند اپوزیسیون سبز «پیاده نظام ارتش اسرائیل در جنگ نیابتی با ایران» و «سرمایه بزرگ اسرائیل» هستند. گویا اجنه بودند كه روز قدس، با شعار نه غزه نه لبنان، جنایتكاران صهیونیست را شادمان كرده و از آن سو، ضمن شكستن حرمت روزه خواری، برخی از همین حضرات را نام برده و می گفتند فلانی و فلانی، روحانی واقعی! گویا سایت رسمی وزارت خارجه اسرائیل درباره دیگرانی غیر از همین ها نوشته بود «اپوزیسیون سبز دنبال سرنگونی رژیم اسلامی است نه اعتراض به انتخابات و امیدواریم تا آخر این مسیر را ادامه دهند». چیزی عوض نشده، آبان 1388 در حالی كه آتش فتنه هنوز زبانه می كشید، نوشتیم این «تب پس از واكسن» با سرانجامی مبارك است، امروز هم تأكید می كنیم فتنه اخیر «واكسیناسیون بدون تب» بود و آثار مبارك آن در سلامت و ایمنی و اقتدار نظام جمهوری اسلامی به سرعت هویدا خواهد شد. حال اینكه سیر بد بوتر است یا پیاز، دعوایی است كه بماند برای معركه گیران آن دو فتنه.
می فرمایید هر یك به زبانی ملامت می كنند و طعنه می زنند؟ مگر اولین بار است كه ملت ما طعنه و ملامت می شنود؟ به قول حضرت لسان الغیب حافظ «بر ما بسی كمان ملامت كشیده اند، تا كار خود ز ابروی جانان گشاده ایم» و به قول شاعر معاصر:
بر ما بسی كمان ملامت كشیده اند- این فخر ماست تیری اگر خورده ایم ما
گر سنگ های كینه این نابرادران- ور بار جور اجنبیان، گرده ایم ما
امروز نیست دشنه و دشناممان نصیب- از طعنه رقیب نیازرده ایم ما
پوست و گوشت و جان ملت ما با این طعنه ها آشناست. اینها زحمت مجاهدت است و اجر بارها شهادت دارد. هنیئاً لنا. بشارت همین روزگار را به ما داده اند. گواهی داده اند كه اهل ولایت، اهل تردید و ارتداد و عقبگرد و ارتجاع نیستند اگرچه، خوش ملامت بكشند. بشارت داده اند كه اهل ولایت با همه فروتنی و پیشانی شكر و انابه در بارگاه پروردگار سائیدن، اهل عزت و نفوذناپذیری اند. ما باور داریم كه «لایخافون لومه لائم» درباره امیرمؤمنان(ع) و پیروان راستین او تا آخر تاریخ نازل شد. اگر پیامبر اعظم(ص) در باره شأن نزول آیه 54 سوره مائده بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود مراد، مردمانی از قوم این مرد هستند، ما از عمق جان ایمان به حقانیت كلام آن حضرت داریم. مردمانی كه سر به عاریت به حضرت دوست سپرده اند، چه باك از ملامت دارند و كجا در كام تردید و ارتداد می افتند در حالی كه مدام بشارت حق را تلاوت می كنند «یا ایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبونه... ای كسانی كه ایمان آورده اید هر كس از شما از دین خویش برگردد، پس به زودی خداوند قومی را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند، نسبت به مؤمنان بال تذلل می گشایند و در برابر كافران سرسخت و نفوذناپذیرند. در راه خدا مجاهدت می كنند. و لایخافون لومه لائم. و از سرزنش ملامت گران نمی هراسند. این فضل پروردگار است كه به هر كس اراده كند، می بخشد و او وسعت دهنده و داناست».
مردمانی بلند همت و پنجه انداخته بر ثریای دین و دانایی - همان ها كه روزنامه نیویورك تایمز پس از یوم الله 9 دی درباره شان نوشت «این راهپیمایی بزرگ ترین راهپیمایی در تهران از زمان تشییع گسترده پیكر آیت الله خمینی در سال 1989 به این طرف است و بی پایگی سناریوی فروپاشی جمهوری اسلامی را نشان می دهد»- فتوحاتی بزرگ را در مرزهای اروپا و رژیم اشغالگر قدس رقم زده اند. فتنه گری گروه های سفاهت زده ای كه گروه خونی شان در تضاد با ملت ایران است، به رفتار كسانی می ماند كه سر به صخره بكوبند یا برای مهار دریا، با سطل به امواج خروشان آن آب بپاشند؛ منافقین دهه شصتی باشند یا هفتاد و ششی، هشتاد و هشتی باشند یا نودی. سر همان سر است و صخره همان صخره و دریا همان دریا. ما و غرور؟ هیهات! ما و عزت؟ حتماً! ما و صبر و صلابت؟ قطعاً! ما و هراس از ملامت مرجفون كه چرا مقاومت كردید؟ پوزخند! این ها را از سرداران و ستارگان جهاد و شهادت آموخته ایم و تا ستاره های راهنما هستند، راه گم شدنی نیست، ان شاء الله.
محمد ایمانی


ادامه مطلب

Share طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: خرداد پر از حادثه، احمد متوسلیان، صیاد شیرازی، آزادی خرمشهر، بیداری ملت ها قطعا تا قلب اروپا پیش خواهد رفت، خاویر سولانا، هیلاری كلینتون، ایهود باراك،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 خرداد 1390 توسط دیده بان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :