تبلیغات
صفوف آهنین - مرصوص - حواشی دولت و جریانات سیاسی

 
 
اسفندیار رحیم مشایی
دیده بان - مرصوص : پروسه عزل و نصب وزیر اطلاعات و حواشی روزهای بعد از آن و دستگیری برخی از معنویت‌گرایان دروغین باعث شد که سینه تاریخی و چندساله جریانات سیاسی فعال شود و هر جریان متناسب با تنظیم روابط سیاسی خود نسبت به دولت مستقر به میدان بیاید و نوع مواجهه خود را متناسب با منافع سیاسی که عاید خواهد شد، سازمان دهد.
دسته اول: اصلاح‌طلبان با دو رویکرد متفاوت به موضوع پرداختند؛ دسته‌ای ماحصل فضای چالشی موجود را هر چه باشد به نفع خود دیدند و به جای رد یا تأیید، راهبرد سکوت را انتخاب کردند. آنها مسئله به وجود آمده را برای رهبری، دولت و شخص رئیس جمهور و ایضاً اصولگرایان مسئله باخت – باخت تلقی کردند که در هر صورت به فرسایش رقیب و اصل نظام منجر خواهد شد. دسته دوم اصلاح‌‌طلبان صحنه را برای تطهیر خود مناسب یافتند و درصدد برآمدند تا با انطباق رفتاری بین خود و حواشی دولت مستقر این نتیجه را اعلام نمایند که ما هنگام حضور در قدرت، در برخورد با رهبری و نظام بهتر عمل کرده‌ایم و از نجابت بیشتری برخوردار بودیم و با ارائه کدها و قصه‌ها تلاش کردند که از وضع موجود کلاهی برای سالم‌سازی خود بدوزند. البته مواضع آقای امیری‌فر در مصاحبه با روزنامه شرق به مثابه موازنه‌ای بود که برخی دیگر از اصلاح‌طلبان را در فضای الاکلنگی قرار داده. امیری‌فر در آن مصاحبه از قرارگرفتن برخی از اصلاح‌‌طلبان در لیست دولتیان جهت انتخابات 1390 خبر داده بود و اصولگرایان را رقیب اصلی جریان خود دانسته بود.
دسته دوم: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ابتدا سکوت را پیشه کرد اما از آنجا که ماحصل حوادث مطلوب وی نشد به بازخوانی آینده‌نگری‌های گذشته خویش پرداخت و تلاش کرد مجدداً به پیش‌بینی و پیشگویی روی بیاورد و نامه معروف وی به رهبری که بعد از مناظره 13/3/1388 صادر شد، چندین بار روی سایت‌های مختلف قرار گرفت تا حقانیت وی در تحلیل آینده را اثبات کند. قطعاً اگر اتفاقات مذکور به نتیجه مطلوب وی ( استعفای رئیس‌جمهور یا ورود مجلس...) می‌انجامید سکوت وی استمرار می‌یافت.
دسته سوم: مربوط به کسانی بود که در افکار عمومی از پشتیبانان جدی احمدی‌نژاد محسوب می‌شوند و حتی برخی از آنان به جرم حمایت از احمدی‌نژاد مورد هجمه و عتاب تجدیدنظرطلبان قرار گرفته بودند (آیت‌الله مصباح). در این ماجرا پشتیبانان دولت خصوصاً در حوزه علمیه و مجلس با تفاوت 180 درجه‌ای مواضع وارد صحنه شدند و به افشاگری فکری و سیاسی پرداختند. این طیف با دو نگاه متفاوت به صحنه آمدند؛ بخشی از آنان بین احمدی‌نژاد و جریان انحرافی در فضای ذهنی و رسانه خود و کشور القای فاصله کردند و برخی آنان را همسو دیدند و به نقد واحد پرداختند. برخی از این افراد دارای صلاحیت‌های علمی و اجتماعی بودند که سهم‌خواهی در قدرت نیز به آنان نمی‌چسبد.
دسته چهارم: اصولگرایان منتقد دولت بودند که در حوادث پس از انتخابات «خواص مردود» لقب گرفته بودند. این دسته که در انتخابات نیز همراه احمدی‌نژاد (به صورت علنی) نبودند و منفعل عمل کردند، سکوت را پیشه کردند و بخش اثرگذار آنان که در مجلس بودند، نجابت قابل قبولی به خرج دادند و تلاش نمودند مدیریت رهبری در صحنه مذکور، ادامه یابد و مجلسیان را از معرکه آفرینی و استفاده از اهرم‌های قانونی برحذر داشتند.
دسته پنجم:‌اصولگرایان منتقدی بودند که در انتخابات همراه احمدی‌نژاد بودند اما به رغم همراهی، نه احمدی‌نژاد آنان را قبول داشت و نه آنان احمدی‌نژاد را گزینه اصلی می‌دانستند اما از سر اضطرار و در بین گزینه‌های موجود بین بد و بدتر، احمدی نژاد را انتخاب کرده بودند. این دسته فضا را برای بازگشایی ابعاد برملا نشده جریان انحرافی مساعد دیدند و به جای پرداختن به سحر و جادو و خرافه‌گرایی، خود را در حوزه اقتصادی جریان انحرافی متمرکز کردند و به رغم افشاگری گسترده،‌متأسفانه یا خوشبختانه بخش زیادی از نامه‌های رسمی دولتی و اسناد مالی را به فضای رسانه‌ای کشاندند. این دسته بحث سحر را مسئله انحرافی دانستند و تلاش کردند جریان انحرافی در همه ابعاد برملا شود و تا حدودی نیز موفق عمل کردند.
دسته ششم: این دسته کسانی بودند که در معادلات قدرت سهم و نقشی ندارند اما نمی‌توانستند نسبت به فضای موجود که یک طرف ماجرا تدابیر رهبری بود، بی‌تفاوت عمل کنند. این دسته که اکثراً جوانان مؤمن به انقلاب اسلامی و خصوصاً تشکل‌های دانشجویی بودند راهبرد خود را مبتنی بر تبیین آنچه اتفاق افتاده است قرار دادند و به دور از هیاهوی رسانه‌ای توانستند با سازماندهی به موقع و مناسب، قشر وسیعی از جوانان انقلابی را نسبت به چیستی، چرایی و چگونگی جریانات انحرافی و حواشی دولت توجیه ، و برای مواجهه با موارد احتمالی مشابه تمرین آمادگی فکری کنند. امید است با جبران عملی رئیس‌جمهور محترم و روشن شدن پسینه‌های ذهنی و نیات منحرفین، اذهان حزب‌الله به جایگاه اولیه خود بازگردد و گفتمان کار و خدمت جایگزین فضای موجود گردد.


نویسنده : عبدالله گنجی


ادامه مطلب

Share طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: عبدالله گنجی، حواشی دولت و جریانات سیاسی، وزیر اطلاعات، منحرفین،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط دیده بان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : | :